ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

117

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

انديشه مؤيد الدين از آن پيشنهاد اين بود كه وقتى شهرهاى خوزستان را گرفت و در آنجا استقرار يافت ، ظاهرا نسبت به خليفه فرمانبردارى نشان دهد ولى آنجا در فرمانروائى آزاد باشد تا از گزند خليفه نيز آسوده ماند . اتفاقا ابن شمله ، فرمانرواى خوزستان درگذشت و فرزندانش پس از او با هم اختلاف پيدا كردند . در نتيجه ، يكى از ايشان ، با اتكاء به دوستى ديرينى كه ميان او و مؤيد الدين بود ، به او نامه نگاشت و از او يارى خواست . به دريافت اين نامه ، طمع مؤيد الدين در تصرف شهرهاى خوزستان قوت يافت . از اين رو لشكريان بغداد بسيج شدند و با او به خوزستان رفتند . مؤيد الدين با سپاهى كه داشت در سال 591 به خوزستان رسيد و ميان او و فرمانروايان خوزستان نامه‌هائى رد و بدل شد . جنگى هم درگرفت كه خوزستانىها در آن فرو ماندند و شكست خوردند . مؤيد الدين در ماه محرم به شهر تستر ( شوشتر ) دست يافت ، شهرهاى ديگرى را نيز گرفت . دژهاى خوزستان را هم به تصرف در آورد كه از آن جمله قلعه ناظر ، قلعه كاكرد و قلعه لاموج و حصن‌ها و قلعه‌هاى ديگر بودند . مؤيد الدين فرزندان شمله را نيز كه صاحبان شهرهاى خوزستان بودند ، روانه بغداد كرد . اين عده در ماه ربيع الاول به بغداد رسيدند .